ميگذره ولي 90 دقيقه بازي يک تيم فوتبال مثل باد مي گذره!
چقدر خنده داره که 50 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه، اما
وقتي که با همون مقدار پول به خريد مي ريم کم به چشم مياد!
چقدر خنده داره که يه ساعت عبادت در مسجد طولاني به نظر مياد اما يه
ساعت فيلم ديدن به سرعت ميگذره!
چقدر خنده داره که وقتي مي خواهيم عبادت و دعا کنيم هر چي فکر مي
کنيم چيزي به فکرمون نمي ياد تا بگيم اما وقتي که مي خوايم با
دوستمون حرفهای صدتا يه غاز بزنيم هيچ مشکلي نداريم! تازه وقت هم کم مياريم.
چقدر خنده داره که وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمان به وقت اضافه مي کشه لذت مي بريم و از هيجان تو پوست خودمون نمي گنجيم اما وقتي که مراسم دعا و خطابه و نيايش طولاني تر از حدش مي شه شکايت مي کنيم و آزرده خاطر مي شيم!
چقدر خنده داره که خوندن يه صفحه و يا بخش از قرآن يا کتاب دعا سخته
اما خوندن 100 صفحه از يه کتاب رمان آسونه!
چقدر خنده داره که سعي ميکنيم رديف جلو صندلي هاي يک کنسرت يا
مسابقه رو رزو کنيم اما به آخرين رديف يک مکان مذهبي مثل مسجد يا
جايی که راجع به خدا و دين و روز قيامت سخنرانی می کنند تمايل داريم!
چقدر خنده داره که براي عبادت و کارهاي مذهبي هيچ وقت زمان کافي در
برنامه روزمره خود پيدا نمي کنيم اما بقيه برنامه ها رو سعي مي کنيم تو
آخرين لحظه هم که شده انجام بديم!
چقدر خنده داره که شايعات روزنامه ها رو به راحتي باور مي کنيم و برای
همديگه هم با آب و تاب تعريف می کنيم اما سخن خدا و قرآن رو به سختي باور مي کنيم!
چقدر خنده داره که همه مردم مي خوان بدون اينکه به چيزي اعتقاد پيدا
کنند و يا کاري در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتي جوکي رو از طريق پيام کوتاه و يا ايميل به ديگران
ارسال مي کنيم به سرعت آتشي که در جنگلي انداخته شود همه جا را
فرا مي گيرد اما وقتي که سخن و پيام الهي رو مي شنويم کلی در مورد
گفتن و يا نگفتن اون فکر مي کنيم! و آخر سر هم بی خيالش می شيم!
اين حرفارو به گوش بقيه هم برسونيد و از خداوند سپاس گزار باشيد که او
خداي خوب و مهربون و دوست داشتني ای است.
آيا اين خنده دار نيست که وقتي که مي خواهيد اين حرفارو به بقيه بزنيد
خيلي ها رو از ليست خودتون پاک مي کنيد ...
خنده داره؟ ...... يا تاسف آوره؟
برچسبها: خنده, حکایت, پندامیز
همكللاسي | 19:22 - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
چند روزي به آمدن عيد مانده بود. بيشتر بچهها غايب بودند، يا اكثرا" رفته بودند به شهرها و شهرستانهاي خودشان يا گرفتار كارهاي عيد بودند اما استاد ما بدون هيچ تاخيري آمد سر كلاس و شروع كرد به درس دادن.
استاد خشك و مقرراتي ما خود مزيدي شده بر دشواري "صدرا".
بالاخره كلاس رو به پايان بود كه يكي از بچهها خيلي آرام گفت: استاد آخره سالي ديگه بسه!
استاد هم دستي به سر تهي از موي خود كشيد! و عينكش را از روي چشمانش برداشت و همين طور كه آن را ميگذاشت روي ميز، خودش هم براي اولين بار روي صندلي جا گرفت.
استاد ٥٠ سالهمان با آن كت قهوهاي سوختهاي كه به تن داشت، گفت: حالا كه تونستيد من رو از درس دادن بندازيد بذاريد خاطرهاي رو براتون تعريف كنم.
من حدودا ٢١ يا ٢٢ سالم بود، مشهد زندگي ميكرديم، پدر و مادرم كشاورز بودند با دستهاي چروك خورده و آفتاب سوخته، دستهايي كه هر وقت اونها رو ميديدم دلم ميخواست ببوسمشان، بويشان كنم، كاري كه هيچ وقت اجازه آن را به خود ندادم با پدرم بكنم اما دستان مادرم را هميشه خيلي آرام مثل "ماش پلو" كه شب عيد به شب عيد ميخورديم بو ميكردم و در آخر بر لبانم ميگذاشتم.
استادمان حالا قدري هم با بغض كلماتش را جمله ميكند: نميدونم بچهها شما هم به اين پي برديد كه هر پدر و مادري بوي خاص خودشان را دارند يا نه؟ ولي من بوي مادرم را هميشه زماني كه نبود و دلتنگش ميشدم از چادر كهنه سفيدي كه گلهاي قرمز ريز روي آنها نقش بسته بود حس ميكردم، چادر را جلوي دهان و بينيام ميگرفتم و چند دقيقه با آن نفس ميكشيدم ...
همكللاسي | 9:14 - دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم
سلام امروز میخوام قوی ترین فیلتر شکن دنیا رو به شما معرفی کنم ولی قبلش باید به شما انواع فیلترهایی رو که هست معرفی کنم و اینکه اصولا فیلتر به چه دردی می خوره. خب اگه نگاهی به دیکشنری بیاندازید معنی لغوی فیلتر رو این چنین مشاهده می کنید{(اسباب تصفیه ى آب و گاز و هوا) پالونه ، صافی ، پا لایه ، پالاگر، هر ماده ای که برای پالایین یا صافی کردن به کار می رود مثلا: کاغذ به شکل قیف ، شن و ماسه ، غشاء، پنبه ، زغال ، نمد، پارچه ، توری و...}خب دیدید که فیلتر گوناگونی زیادی داره ولی فیلتری که مورد بحث منه اون فیلتریه که از دیدن چیزهایی که دیدنش و یا شنیدنش و یا گفتنش و یا حتی انجام دادنش برای ما مجاز نشده و باعث ویرانی روح و جسم ما می شه. فیلترهایی که در این زمینه وجود دارند به نظر من بر دو نوع اند : دسته اول فیلترهای کنترل کننده و اصلی دسته دوم فیلترهای اجرا کننده.اول دومی رو میگم , دسته دوم فیلترها عبارتند از پلک ها فقط برای دیدن خوبی ها و وظایف خوب ،لب ها و دندانها فقط برای گفتن خوبی ها و تکالیف خوب و.... واما دسته اول که فیلتر های اصلی هستند و همردیف و ملازم همدیگرندعبارتند از دین و عقل و نفس لوامه و.. آری این ها کنترل کننده فیلترهای اجرایی هستند .
همه این فیلترها نعمت اند آره تعجب نکید . این فیلترها از جانب بهترین و مهربانترین دوست ماست و اون کسی نیست جز خداوند باری تعالی. ولی برای محک زدن ما و رسیدن به عدل الهی ، خدای مهربون , قوی ترین فیلتر شکن دنیا رو که همون نفس اماره انسانه رو در دنیا قرار داده و اگه از فیلترها درست استفاده نکیم و نفس سرکشمون قدرت بدیم لجامش میوفته بدست شیطان رجیم. و این است همون اختیار انسان که بعضیا بهش معتقد نیستند.
آره دوستان عزیزم اگه از این فیلتر شکن قوی استفاده کنیم و بهش قدرت بدیم می تونیم اکثر فیلترهای دنیا رو بشکنیم واز اشرفیت به اسفل السافلینی برسیم ولی اگه با استفاده از این فیلترها و رهنمودهای پیامبران و امامان معصوم به این دنیا کانتک بشیم اونوقته که میشیم مصداق این شعر که میگه : رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت. اون وقت دیگه همیشه با خوبی ها کانکت می مونیم و و هیچ گاه از فیض و رحمت خدا دیسکانکت نمی شیم.اگه خوب دقت کنیم میبینیم که خداوند خیلی به ما لط داره اونقدری که حتی از عهده شکرش بر نمیایم ، این همه فیلتر و این همه نعمت و لذت حلال در دنیا در مقابل تنها یک فیلتر شکن که اونهم با رهنمودهای الهی و قدرت اختیار انسان قابل کنترله ؛ ان شاء الله .
امیدوارم با کمک خدا همیشه با استفاده از این فیلترها کانکت بشیم.
و من الله التوفیق
برچسبها: فیلترشکن, قویترین فیلترشکن دنیا
همكللاسي | 19:22 - دوشنبه پانزدهم اسفند 1390

ولادت امام عسگری علیه السلام
اغلب تاریخ نویسان معتقدند امام عسکری علیه السلام در سال 232 ق در شهر مدینه چشم به جهان گشود و هنوز چندسالی از عمر مبارکش نمی گذشت که به همراه پدر بزرگوارش امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا تبعید شد و در مرکز عسکر (لشکرگاه) تحت نظارت مأموران خلیفه ساکن شد. آن حضرت و پدر بزرگوارشان به مناسبت این که در محل استقرار لشکریان حکومت ناگزیر به سکونت شده بودند، عسکریین علیه السلام (= دو عسکری) لقب یافته اند.
دوران امامت حضرت عسکری علیه السلام
امام یازدهم در سال 254 ق، به دنبال شهادت امام هادی علیه السلام و در حالی که بیش از 22 سال از عمر مبارک آن حضرت سپری نشده بود، منصب امامت را عهده دار شدند و حدود شش سال یعنی تا 26 سالگی به ارشاد و هدایت مردم مشغول بودند. آن حضرت سرانجام در هشتم ربیع الاوّل سال 260 ق به دسیسه معتمد عباسی و در شهر سامرّا به شهادت رسیدند و جنازه مطهرشان در کنار مرقد منوّر پدر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام به خاک سپرده شد که میعادگاه شیعیان جهان است و عاشقان ولایت چون پروانه به دور شمع وجودش می چرخد.
طلوع فرخنده
نسیم سحری، جان مایه عشق را به گستره خاک بخشید. آبشاری از نور، از خنده های شادمانه خورشید، به میهمانی زمین آمد. دریچه ای از شادی بر دل ها گشوده شد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر، در باغستان توحید، دل ها را مفتون و مجذوب خویش ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام روح حماسه، چکاد بلند آفتاب، چهره روشن ایستادگی، سیمای بلند فرزانگی، پگاه پرتبسم ایمان، چراغ دار راه انسان، طلیعه خورشید صداقت و صفا، راه بان فتوت و مردی، یاور ستمدیدگان و محرومان، پاسدار ایمان و آرمان، مدافع حریم مهر نبوی، تداوم بخش راه عدل علوی علیه السلام ، و رسواگر دشمنان اسلام مصطفوی است. اینک در سال یادِ میلاد خجسته آن مولا، سلامی صمیمی و سرشار از گل و باران، بر ساحت آن مرهم زخم های خسته دلان می فرستیم و به شما گرامیان به مناسبت این طلوع فرخنده، تهنیت و شادباش می گوییم.
خورشید یازدهم
اماما! خورشید عدالت را تو پروریده ای. مژده دیرپایی صالحان تویی. شکوه عارفانه ایمان تویی. این تویی که در یک پگاه آفتابین، بر بلندای زمانه می ایستی و به هیئتِ آن منجی می نگری که دست مهربانش همه شمشیرهای ستم را می شکند و آفتاب وجودش، یخ تاریخ را آب می کند؛ هر رنگ تیره و تار را از چهره جهان می زداید و بر گیسوان زمین گل برکت و عدالت و ایمان می زند. سلام بر تو و بر فرزندت حضرت موعود. هم او که می آید تا خدا را تفسیر، عشق را تکثیر، و محبت را تقسیم کند. می آید تا به دادخواهی ستمدیدگان، بیرق عدالت را بر دوش گیرد. خورشید یازدهم! ما هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندت می رویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می کنیم و بر ضریح چشمانش دخیل می بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم. آری، عدالت، پاره ای از تن توست ـ ای امام عسکری ـ و جهان لحظه شمار گل آرایی فرزند تو. اینک بر تو و بر آن خورشید، بر تو و بر آن گل غایب، بر تو و بر نایب بر حق آن غایب، سلامی بی کرانه نثار باد!
مژده طلوع
تو سبزترینی به دیده من! وقتی که می خواهم بر آینه یادها بوسه زنم، صبورانه و پرشکیب می آیی و بر بام بلند تاریخ می ایستی. نسیم، نغمه محمدی می سراید تا طلوع تو را به خورشید مژده دهد. آفتاب هم چهره می پوشاند از شرم دیدار. به شاعران می گویم تو را بسرایند؛ هیچ یک ابهت تو را بر نمی تابند و در ابتدای کلام در می مانند. شاعر سپیده دمان، از راه می رسد، بر دو زانوی ادب می نشیند. کتاب نام نیکویت را ورق می زند. سوره «والشمسِ» رویت را تلاوت می کند و به آیه «واللیلِ» گیسویت سوگند یاد می کند که سپیدتر از تو ندیده است. فجر هم که از راه می رسد، در برابر نور تو رنگ می بازد. تو آن زیباترینی که در سپیده دمی روشن، به خاک، مفهومی آسمانی بخشیدی. سلام بر تو و بر آن دقایقی که از نام مقدّست معطّر شد. سلام بر تو و بر آن دقایقی که به نماز ایستادی ای امام عسکری.
فخر وجود
| ای آفتاب مهر تو، روشنگر وجود | در پیشگاه حکم تو، ذرّات در سجود |
| ای شاه عسکری لقب، ای فاطمی نسب! | آن را که نیست مهر تو، از زندگی چه سود؟ |
| قرآن ناطقی، تو قرآن پاک را | الحق مفسّری ز تو شایسته تر نبود |
| قربان دیده ای که به بزم تو فاش دید | جای قدوم عیسی و موسی و شیث و هود |
| مدح شما ز عهده مردم برون بود | ای خاندان پاک که یزدان تان ستود |
| از نعمت ولای شما، خاندان وحی | منّت نهاد بر همگان، خالق ودود |
| ای پور هادی ای حسن عسکری، ز لطف | بپذیر از «مؤید» دل خسته، این درود |
ماه سامر
| ای که خورشید فلک محو لقای تو بُوَد | ماه را روشنی از نور و ضیای تو بُوَد |
| معدن جود و سخایی تو که از فرط کرم | دو جهان، ریزه خور خوان عطای تو بُوَد |
| نسبت قامتِ سرو تو، به طوبی ندهم | زان که طوبی، خجل از قدّ رسای تو بُوَد |
| در جوار تو، ز حق خواهش جنّت نکنم | جنّت ما، به خدا، صحن و سرای تو بُوَد |
| تو ظهور پسر خویش طلب کن ز خدا | چون که مقبول خداوند، دعای تو بُوَد |
فضایل اخلاقی امام عسکری علیه السلام
امام حسن عسگری علیه السلام در همه صفات پسندیده انسانی و اخلاق و فضایل درحد کمال بوده است. آن امام والا مقام در عصر خویش بزرگوارترین، عابدترین، بردبارترین و محترم ترین افراد به شمار می رفته و دارای اندیشه بلند، زبانی گویا و پرجاذبه و برخوردار از اخلاق نیک بوده اند. امام یازدهم شیعیان با مردم بسیار مهربان، و نسبت به ضعیفان و افراد تهی دست بسیار بخشنده بودند. او سالار قبیله ایثار، پیشوای مستضعفانِ خاک و مسجود فرشتگان افلاک بود. سلام سوخته دلانِ عطشان بر آن امام همام باد!
ویژگی های شخصیتی امام علیه السلام
امام حسن عسکری علیه السلام در کلیه صفات و ویژگی های مثبت شخصیتی زبانزد عام وخاص بود. در این میان شجاعت و صلابت روحی، قوت قلب، و جرأت و شهامت، از ویژگی های شخصیتی ایشان به شمار می آید. آن بزرگوار به همه انسان ها عشق می ورزید و همواره با آنان به نیکی و احسان رفتار می کرد. بدین جهات بود که نگاهش تا اعماق جان نفوذ می کرد و چون پناهی مطمئن برای بی پناهان و امید ناامیدان بود. امام حسن عسگری علیه السلام در سختی ها یاور شیعیان بود و در عبور از گذرگاه های سخت و پرپیچ وخم، هم چون چراغی روشنگر راه.
نمودار خلوص و پاکی
امام حسن عسگری علیه السلام سرچشمه ایمان و جلوه ای از نور الهی بود. در سیمای تابناکش نور عشق و ایمان خانه داشت و در رازونیاز شبانه اش با پروردگار خلوص و پاکی موج می زد. پیشوای یازدهم ما به عبادت، تهجد، و نماز شب بسیار اهمیت می داد، به طوری که هیچ گاه آن را ترک نمی کرد. همین که پاسی از شب می گذشت از خواب بر می خاست، وضو می گرفت، و به رازونیاز با پروردگار متعال می پرداخت.
صداقت کلام و صفای باطن امام علیه السلام
امام حسن عسکری علیه السلام با وجود پربرکتش، زندگی را با تمام زیبایی ها معنا می کرد. صفای باطنش، صداقت کلامش و دستان پر محبتش، به قلب ها گرمی می بخشید و نیروی پایداری و مقاومت می داد. آن روزها، با وجود امام عسکری علیه السلام ، زندگی معنای دیگری داشت. توفان حوادث در برابر اراده استوارش، به نسیمی زندگی بخش بدل می شد و انبوه مشکلات با کلام آرام و اطمینان بخش او به کنار می رفت. آرامش و استواری او قلب ها را آرام می کرد و بر زخم های دیرینه شیعیان مرهم می نهاد. چون صخره ای نفوذناپذیر، از دسترس فرومایگان به دور بود و به بلندای عزت و مردانگی اش خس وخار را راهی نبود.
در مسیر تربیت مردم
امامان پاک، هم چون پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم پیوسته در تعلیم و تربیت مردم می کوشیدند. آنان، در تمامی اوقات به راهنمایی و تربیت مردم پایبند بودند. رفتار و گفتار و معاشرت و حتی هرگوشه از زندگی روزمره آنان، آموزشگر کسانی بود که با آنان تماس داشتند. هرکس در هر وقت با آنان می نشست برایش ممکن بود که از اخلاق و دانش آنان بهره مند شود و اگر سؤالی داشت، می توانست مطرح کند و پاسخ آن را بشنود. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این مربیّان الهی بود که همواره با رفتار و گفتار خویش نکته های پندآموز و نغز به پیروان راستین خویش، و حتی دشمنان اهل بیت علیهم السلام ، می آموخت. آری، شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار می داد و تحوّل عمیق در افکار و اعمال مردم پدید می آورد.
سخنان آرامش بخش امام علیه السلام
امام حسن عسکری علیه السلام الگوی محبت و آرامش است؛ زیرا محبت، با او معنا می گرفت و در نگاهش موج می زد و از دستان پرمهرش جاری می شد و گونه های یخ زده را شوق زندگی می داد. وقتی یاران امام علیه السلام از سختی ها به جان می آمدند و زمانی که شیعیان تمام درها را به روی خود بسته می یافتند، کلمات گوهربار امام یازدهم، آرامش را به جان هایشان ارزانی می کرد. پرده های اندوه و ناامیدی با کلمات اطمینان بخش و پرجاذبه آن حضرت به کنار می رفت و نوری از امید و شادی بر قلب های خسته شیعیان تابیدن آغاز می کرد.
فروتنی امام عسگری علیه السلام
فروتنی از فضایل اخلاقی است که موجب مودت و پیوستگی بیشتر در میان اعضای جامعه می شود و زندگی اجتماعی را رضایت بخش و مطبوع می سازد. این صفت نیکو، افراد را به هم نزدیک می کند و مشارکت های اجتماعی را افزایش می دهد و زمینه بهبود و ارتقای جامعه را فراهم می آورد. امام حسن عسکری علیه السلام درباره تواضع می فرمایند: «تواضع نعمتی است که بر آن حسد برده نمی شود.
گشاده رویی امام علیه السلام
گشاده رویی و داشتن چهره شاد و خرم سبب گسترش شادی و نشاط و افزایش کارایی در جامعه می شود. همان طور که دل مردگی، بی نشاطی و داشتن چهره عبوس، غمگین و اخم آلود موجب گسترش افسردگی و کاهش کارایی و ثمربخشی افراد می شود. جامعه زنده و پویا، جامعه ای است که در آن نشاط، لبخند، شوخ طبعی و شادابی حاکم است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم همواره چهره گشاده داشت و با افراد با خوش رویی برخورد می کرد و از این طریق موجب جذب افراد به دین مبین اسلام می گردید. پیشوایان دینی، ما هریک، از این فضایل بهره مند بودند که از جمله آنان می توان به خورشید یازدهم، امام حسن عسکری علیه السلام ، اشاره نمود. بزرگ مردی که در گشاده رویی و انبساط خاطر سرآمد زمان خویش بود، به گونه ای که افراد پروانه وار دور شمع وجودش می چرخیدند واز زلال اندیشه و اخلاق کریمانه اش بهره ها می جستند.
عابد و زاهد در کلام امام حسن عسکری علیه السلام
عبادت و رازونیاز با خدا، بدون شک دیواره درون را در برابر تهدید حوادث، مستحکم می کند و اراده را پولادین و تصمیم را استوار می سازد. زهد و پارسایی، روح را طراوت و تازگی می بخشد، روان را صیقل می دهد و انسان را از تسلیم، تردید، ترس، تزلزل، شکست و انزوا می رهاند. امام حسن عسکری علیه السلام افراد پارسا، عابد و زاهد را این گونه معرفی و توصیف می نمایند: «پارساترین مردم کسی است که به هنگام شبهه توقف کند؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک نماید؛ و کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد».
الهام بخش فضیلت
باز هم به یاد مردی از دودمان رسالت سخن می گوییم که نور امامت را بر دل ها و دیده های شیعه می افشاند. نامش رمز نیکویی ها و زیبایی ها است و یادش الهام بخش عفاف و فضیلت. وقتی در کوچه پس کوچه های تاریخ می گردیم و اعماق تاریخ را می کاویم، به گوهرهای درخشانی بر می خوریم که فخر بشریتند و به بودن و زیستن، معنی می بخشند. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این گوهرهای نفیس است و شیعه را همین افتخار بس، که به پیشوایی این زبدگان آفرینش معتقد است و حقانیت آنان را باور کرده است. امام یازدهم، هم چون نیاکان خویش، بار سنگین «هدایت امت» را بر دوش می کشید و در عصر حاکمیت ستم، خود را فدای روشنگریِ راه ایمان و حق ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام بزرگ مردی است که دوست و دشمن، به فضیلت و دانایی و زهد و عبادت او گواهی داده اند و جز این نیز انتظاری نیست.
آبروی دو عالم
سلامت باد اماما، ای جلوه روشن صداقت و ایثار؛ سلامی به صراحت حق، به روشنایی یقین و به زلالی ایمان. سلام بر تو که برکت دستانت، پایگاه توحید را از لوث اصنام پاکیزه کرد؛ سلامی به پاکی عفاف و صفای صبح. سلامت بادای امام همام؛ ای محبوب نیلگون امامت؛ سلامی به صفای جبهه های نور، به عطر عبادت رزمندگان و به حرارت عشق سنگرنشینان. سلامت باد،ای آبروی دو عالم؛ ای خورشید یازدهم؛ ای حسن عسکری؛ ای فرزانه ترین فریاد تشیع سرخ؛ سلامی به حرارت شوق، به روشنی شفق و به قداست اشک سرخ. امام حسن عسکری علیه السلام پژواک رسای سخن عشق است. آن روز که طلوع کرد، گلبانگ سرافرازی توحید و یگانگی را نوای هر روزمان کرد و مقدّر فرمود که با هم به عشق سخن گوییم. درود خدا بر این امام همام باد!
در هوای عشق تو
ای مقدس ترین مرد پاک؛ ای امام عسکری، فراموش مکن که ملتی سر در هوای عشق تو دارد و با یاد و نام تو و فرزندت حضرت ولی عصر(عج) از گم راهی و جهل به سوی نور پرواز می کند. یاد و نام مهدیِ تو گرمابخش دل های خستگان و درماندگان است.ای پدر امام مستضعفان، به خورشید دوازدهم بگو که جلوه کند و با جلوه گری اش سیمای پرطراوتِ اسلامِ نابِ محمدی را رونق ببخشد.
روایات
امام حسن عسکری علیه السلام می فرمایند:
جدال مکن که ارزش ات را می کاهد و زیاد شوخی مکن که بر تو دلیر می شوند.
بهترین دوست کسی است که اشتباه تو را فراموش کند و نیکی تو را از یاد نبرد.
در رعایت ادب، تو را همین کافی است که از آنچه برای دیگران بد می دانی، دوری کنی.
هرکس بر مرکب باطل سوار شود، در سرزمین پشیمانی فرود خواهد آمد.
دو خصلت، بالاترین اوصاف است: ایمان به خداوند و سودمند بودن برای برادران دینی.
ابراز شادی و شعف در برابر افراد پریشان و گرفتار، از ادب انسانی محسوب نمی شود.
کسی که برادر دینی اش را پنهانی نصیحت کند، او را آراسته و اگر در انظار مردم از او انتقاد کند، وی را زشت جلوه داده است.
از نشانه های فروتنی سلام کردن به همه و نشستن در پایین مجلس است.
خنده بی مورد نشانه نادانی است.
از جمله گرفتاری های کمرشکن، همسایه ای است که چون خوبی یا کار نیکی را ببیند آن را پنهان سازد و چون بدی ببیند آن را افشا کند.
عبادت در زیادی روزه و فزونی نماز نیست؛ بلکه به بسیاری تفکر در امر خداوند است.
خشم کلید هر بدی است.
گستاخی فرزند بر پدر در ایّام کودکی مایه ناسپاسی او در ایّام بزرگ سالی اوست.
از جمله گناهان نابخشودنی این است که گفته شود:ای کاش جز بر این گناه مؤاخذه نشوم.
چه زشت است برای مؤمن تمایل به چیزی که مایه خواری اوست.
همكللاسي | 13:28 - چهارشنبه دهم اسفند 1390
در روزگاری که بهانه های بسیار برای خندیدن هست شرم خندیدن به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم
کار سختی نیست نشنیدن و نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز
خیلی آسان میتوانیم این عادت زشت را به ضد ارزش تیدیل کنیم
یه روز یه ترکه...
اسمش ستارخان بود شاید هم باقرخان . خیلی شجاع بود خیلی نترس... یکه و تنها از پس ارتش مرکزی بر اومد جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد. فداکاری کرد برای ایران برای من و تو. برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم .
یه روز یه رشتیه ...
اسمش میرزا کوچک خان جنگلی بود . برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه. اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد .
یه روز یه لره...
اسمش کریم خان زند بود . موسس سلسله زندیه . ساده زیست نیک سرت و عدالت پرور بود و تا ممکن میشد از شدت عمل احتراز می کرد .
شاید بعضیا بگن اینجا جاش نبود .....
ولی نه لازم دونستم بذارمش
برچسبها: ترکه, رشتیه, لره, جک ترکی
همكللاسي | 14:15 - پنجشنبه چهارم اسفند 1390


